صبح به دلم می اید
تاریکی را باید زدود
قلب را باید خانه کرد
با پنجره ای رو به طلوع . قاصدک . فردا
قلب را باید خانه با سنگهای فیروزه مرمر
سند زد به نام عشق
به نام تو ...
صبح به دلم می اید
تاریکی را باید زدود
قلب را باید خانه کرد
با پنجره ای رو به طلوع . قاصدک . فردا
قلب را باید خانه با سنگهای فیروزه مرمر
سند زد به نام عشق
به نام تو ...
پ مثل پرنده که میره اونور دنیا واسه زندگیه بهتر به امیده نور تازس.
پ مثل پرواز لحظه اوج دیدن طلوع خورشید بدون برج تیر آهن
پ مثل پاییز فصل جوجه شماری دنگ دنگ مدرسه خیش خیش برگا.
پ مثل پایان بعد تیر آغاز .........

من امسال از این ماه برکت دیدم از همون شبهای قدر نمی دونم چقدر ایمان داری من خودم یه کمی ولی همیشه به این اعتقاد داشتم که خدا نزدیک است لای این شببوها پای آن کاج بلند
و این جا در پس نقره ماه

نقره فام عزیز تا سال بعد من منتظرم !
در همین یک قدمی زیر باران عشق
نشسته ام با چتری که تو انرا پناه کردی
نشسته ام همین جا جای گره خوردن احساس
جای تر جای پای عشق .نگاه .اندیشه
جای تر پاک نگاهم که به نگاهت دوخته شد
یک آن و آسمان حسودی کرد به عشق
من همین جا یم
همان جا که از بغض ابر خیس است 
منتظر تو با چتری از جنس من
برای هم آغوشی لحظه
اگر پشت سرت برگردی
نسیم این دریا بوی تو رو میده
آبی تر از این آب همرنگ چشماته
قطره منم موج تو بگذار من بشکنه در تو
شنهای این ساحل فرش قدم هاته
بی تو که این دریا طوفانی و گنگه
قطره میخواد دریا وسعت بی پایان
من میخوام دستات مرداد داغ داغ
آبی آیبم کن همرنگ این دری
غرقم تو میشم باز آرامش دریا

با تو به اوج می رسم یک لحظه هم غافل نباش
در این غبار بی سوار یک لحظه بی من نباش
با تو کلمات من به قافیه می رسند
بی تو بسر نمی شود گو بی همگان بر شود
با تو آهنگ عشق رنگ بهار میشود
سبز ترین قبا را سبزه قبا به تن شود
با تو به اوج میرسم یک لحظه ام غافل نباش
سایه ی لبخند بر لبم نشست .
زنگ امید انگار به صدا آمده بود .
سر تر از گلها انگشتانم شده بود
شاپرگ زرد و بنفش بود انگار همه رنگا تویه بالش جمع بود .
شاپرک قاصد هر چی که بود ایتی از وصفی بی پایان بود
شاپرک امید گلها بود من یه روز سر تر از گلها بودم
چه صفایی داره این باغ دلت
پر تماشایی باغ دلت این همه نقشو نگار داره دلت
شاپرک های خدا داره دلت
![]()
اخرین باری که کنارم بودی من خندان بودم تو کنارم بودی
آخرین باری که دستان مرا گرفتی من روی ابرها بودم تو کنارم بودی
آخرین باری که از چشمانت نور امید وفاا می چیدم تو کنارم بودی
تو کنارم بودی تو کنارم هستی تو همین جا در قلبم هستی
